تبلیغات
بانک اس ام اس و مطالب طنز کرمانشاه - داستان طنز وکیل پولدار

داستان طنز وکیل پولدار

یکشنبه 11 اسفند 1387 01:10 ق.ظنویسنده : محمدرضا موسوی

 

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا
کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او
فرستادند.

مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از
درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید. نمی‌خواهید
در این امر خیر شرکت کنید؟

وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید که مادرم بعد از یک
بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش
کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی داد؟

مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.

وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را
از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و 5 بچه دارد و سالهاست که خانه نشین
است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟

مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه. نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی...

وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی
است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار دارد؟

مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم این همه گرفتاری
دارید...

وکیل: خوب. حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکرده‌ام، شما چطور انتظار دارید به
خیریه شما کمک کنم؟

منبع: www.3jokes.com


آخرین ویرایش: سه شنبه 1 اردیبهشت 1388 12:15 ب.ظ

 
دوشنبه 16 مرداد 1396 02:23 ب.ظ
You are so interesting! I do not suppose I have read a single thing like this before.
So good to find someone with some original thoughts on this subject matter.
Seriously.. thank you for starting this up. This web site is one
thing that is required on the web, someone with a bit
of originality!
جمعه 13 مرداد 1396 05:53 ق.ظ
Hola! I've been following your website for a long time now and finally got the courage to go
ahead and give you a shout out from Lubbock Tx!
Just wanted to mention keep up the fantastic job!
پنجشنبه 15 تیر 1396 03:50 ق.ظ
Precisely what I was looking for, appreciate it for posting.
چهارشنبه 14 تیر 1396 11:13 ب.ظ
Ridiculous quest there. What happened after?
Good luck!
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 06:58 ب.ظ
Aw, this was a very nice post. Taking a few minutes
and actual effort to create a very good article… but what can I say… I
hesitate a lot and never seem to get anything done.
شنبه 19 فروردین 1396 02:05 ب.ظ
You have made some good points there. I checked on the
net for more information about the issue and found most individuals will go along with your views on this web
site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر